عشق یعنی ...

سال نوی همتون عاشقانه

و عشق یعنی ...

 

آب شدگی...

در زندگی یک "مرد "مخدری هست به نام :

"زن" 

نبودنش... 

دوریش... 

قهرش...

خماری می آورد؛

آب می کند ابهت "مردانه ات" را...!

آلزایمر

 

گم کن! 

کلید قفل دست هایت را 

آن هنگام که دورم حلقه می شوند...

بع بعــــــــــــــی

تا به حال کسی
تو را با چشم هاش نفس کشیده ؟
آنقدر نگاهت می کنم
که نفس هام
به شماره بیفتد...

بانوی زیبای من !
جوری که از خودت فرار کنی
و جایی جز اغوش من
نداشته باشی ...

می شود؟

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﺗﻮﯼ ﺑﻐﻠﻢ
ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻨﺸﯿﻨﯽ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯽ ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﻔﺴﻬﺎﺕ ﻧﺮﯾﺰﺩ ﺭﻭﯼ ﮔﺮﺩﻧﻢ ؟
ﺁﻩ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﻮﺍﻧﯿﻢ ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﺳﻢ ﮐﻨﯽ
ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺮﻭﺩ ﺩﻟﻢ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ؟